هانرى رونه دالمانى ( مترجم : محمد على فره وشى )
26
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى )
پيدا نميكند مگر اينكه مبلغى بعنوان پيشكش بوزير جنك بدهد و پس از اخذ درجه همين مبلغ را باضافهء مداخل از صاحبمنصبان زيردست خود ميگيرد و آنها هم به همين طريق با زيردستان خود معامله ميكنند و بالاخره حقوق سربازان بجيب آنها ميرود بعلاوه مبلغى هم از سربازان ميگيرند و به آنها اجازه ميدهند كه در شهرها بكسبوكار پردازند تا بتوانند امرار معاش نمايند . اين طرز عمل را من به چشم خود در شهر مشهد ديدم . سربازان ايرانى كه در حاكم سبزوار و اطرافيان او قونسولخانهء روس قراول بودند از حق الزحمه و يا انعامى كه از قونسول دريافت مينمودند مبلغى بسلطان و يا نايب خود ميپرداختند . تعارف تعارف هديهايست كه زيردستى بمافوق خود ميدهد تا مقصود او را انجام دهد . اين طرز هديه در زمانهاى پيشين در رژيم حكومتى ما هم معمول بود و ميبايستى مبلغى بپردازند تا مثلا گناه مقصرى بخشيده شود .